شبکه یک - 6 خرداد 1404

عبور از "موانع انسانیت"، چگونه؟

شهادت امام محمد تقی، جوادالائمه ع / ۱۴۰۰

بسم الله الرحمن الرحیم

امام جواد(ع) فرمودند وقتی شما خدا می‌گویید، مجازاً خدا نگویید، لفظاً خدا نگویید. شما حقیقتاً خدا را یاد کنید و خدا را صدا کنید. شما حقیقتاً به خداوند بیندیشید و با او صادق باشید و به او اعتماد کنید. امام جواد(ع) فرمودند این کلید همه مشکلات شما است و شما هنوز باور نکردید و بعضی تا آخر هم باور نمی‌کنند که «من وثق بالله و توکل علی الله» هرکس به خداوند حقیقتاً اعتماد کند نه با زبان، و به او توکل کند. قلب او باور کند که خدایا تو وکیل من هستی و من موکل تو هستم، من همه چیز را به تو می‌سپارم. همه چیز دارد به پیش چشم تو صورت می‌گیرد. من تسلیم تو هستم. وظایف خودم را انجام دادم اما این که نتیجه چه می‌شود، هرچه شد دیگه. خدایا من به تو اعتماد دارم. امام جواد(ع) می‌فرمایند شک نکنید که «اَلتَّوَکُلُّ عَلَى اللّه نَجاةً مِنْ کُلِّ سوءٍ وَ حِرْزٌ مِنْ کُلِّ عَدُوٍّ» او از هر بدی بدون استثناء «کل سوء»، از هر بدی بدون استثنا و هر دشمنی بدون استثناء نجات خواهد داد. معنی این لزوماً این نیست که مشکلات مالی مادی برای ما پیش نمی‌آید. چرا، پیش می‌آید. اما شما نهایتاً نجات پیدا می‌کنید. شما سقوط نمی‌کنید. مشکلاتی هست اما شما از درون کم نمی‌آورید و نهایت آن به نفع تو خواهد بود. چقدر ما در این دوره‌ها مشکلات و خطرات و تهدیدهایی دیدیم که ما مطمئن بودیم کار تمام است ولی بعد ما دیدیم ما تمام شدیم ولی کار تمام نشد و بعد پیروزی‌های بسیار بزرگ و بزرگ‌تر و بی‌سابقه‌ای آمد.

امام جواد(ع) می‌فرمایند که شما خدا را صادقانه و با ایمان به این که او می‌شنود و می‌بیند صدا بزنید و به او اعتماد کنید. اعتماد به خدا از «ثقه بالله» یعنی چه؟ شما وقتی به یک کسی اعتماد دارید یعنی چه؟ یعنی اگر او به شما یک سخنی گفته و وعده‌ای داده، شما مطمئن هستید که درست است. خداوند وعده‌هایی در قرآن داده است. می‌فرماید «ان تنصروا الله ینصرکم» شما پرچم خدا را بالا نگه دارید، خداوند شما را کمک می‌کند. باور کن، اعتماد کن. من به یاد دارم امام(ره) چندین بار می‌گفت که به خدای متعال اعتماد کنید. ما می‌گفتیم معلوم است که اعتماد کنیم، همه ما خدا را قبول داریم، همه اعتماد کردیم در حالی که واقعاً اینطور نیست. ما می‌گوییم خدا را قبول داریم، ما به خداوند اعتماد نداریم. چون آن خداوند یک فرامینی داده است، یک باید و نبایدهایی، واجب و حرام‌هایی فرستاده است. او به ما می‌گوید اینها را عمل کن، دنیا و آخرت تو با من است. ما اعتماد نمی‌کنیم. ما خلاف او عمل می‌کنیم چون در ذهن ما این است که یا خدا شوخی کرده یا یک تعارفی زده یا وعده نداده، ظاهر آن وعده است یا وعده داده ولی جدی نیست. ما اعتماد نکردیم. می‌فرمایند اعتماد کنید. و همینطور مقاومت در مشکلات مهم است. امام جواد(ع) فرمودند وقتی شما دشمنی دارید دشمنانی به شما ضربه‌ای می‌زنند، صدمه‌ای می‌زنند، او منتظر است که شما آه بکشید. شما بی‌صبری کنید، شما ناله کنید. آن وقت او می‌فهمد که ضربه کاری بود.

کسانی که اهل صبر و مقاومت نیستند، کسانی که قوی نیستند در برابر دشمن ناله می‌کنند، زوزه می‌کشند، آن‌ها اعلام می‌کنند ما ضعیفی هستیم، ما ضربه خوردیم، ما بیچاره شدیم. اینها دارند دشمن را شاد می‌کنند، لبخند بر لب او می‌آورند. فرمود «الصبر علی المصیبه» مقاومت، قوی بودن در برابر یک مصیبت، گرفتاری‌ها «مصیبت للشامت» این صبر و مقاومت در برابر مصیبت مصیبتی متقابلی است که شما به دشمن و آن کسی که شما را سرزنش می‌کند و ایستاده است تا به رنج شما و به ضعف و ذلت شما بخندد، این ضربه متقابل به او است. شما اجازه ندهید به شما بخندد. صبر بر مصیبت، مصیبت برای آن «شامتین»، یعنی کسی که شما را شماتت می‌کند و سرزنش می‌کند. یعنی شما در برابر دشمنان خود ضعف نشان ندهید. شما ناله نکنید. شما در برابر مشکلات قوی باشید. و خود این دشمن شما را تضعیف می‌کند و روحیه او را خراب می‌کند و ضربه می‌زند وقتی او ببیند این مصیبت، این مشکلی که برای شما پیش آمده این کارآمد نیست، آن شما را از پا ننداخت، آن وقت او رنج می‌برد.

و این که رسماً در رسانه‌های عمومی یا بین‌المللی گاهی جزء مسئولین هم بوده‌اند و هستند اینها می‌گفتند تحریم‌ها ما را از بین برد، فشار روی ماست، آخ به ما چکار کرد، نمی‌دانم ما را چجوری کرد. بعضی از ما اینجوری هستیم، ما این مشکلات را داریم. اگر بعضی از آن‌ها وابسته نبوده باشند یا افراد فاسدی که دشمن از ایشان پرونده چیزی دارد و می‌گوید باید اینجوری حرف بزنید، اگر این‌ها نبود، دلیل آن این بود که احتمالات هم واقعاً در مورد افرادی هست و بود. دست‌کم این که اینها احمق هستند، اینها نادان هستند. تو دقیقاً به دشمن گرا می‌دهی که آقا ما اینجا نقطه‌ضعف داریم، بدانید که ضربه بعدی را هم دوباره کجا بزند. ما این مشکلات را داریم این مشکلات را داریم خب تو خودت می‌گویی وسط جبهه جنگ هستی. تو به دشمن گرا می‌دهی که ما چه مشکلی داریم که او بفهمد باید کجا ضربه دوم و سوم را بزند؟ اگر اینها خیانت نباشد، حماقت است.

امام جواد(ع) می‌فرماید که با ضعف نشان دادن، مشکل تو که حل نمی‌شود. وقتی تو بی‌صبری کنی، ناله کنی، ضعف نشان بدهی مشکل تو که حل نمی‌شود. فقط دشمن یا دشمنانی که به تو ضربه زدند یا می‌خواهند سقوط تو را ببیند را شاد کرده‌ای. بروید مشکل را حل کنید ظاهرتان را هم حفظ کنید خداوند را دست‌کم نگیرید فکر نکنید خدا یک تعارف است «کیف یضیع من الله کافره» چگونه ممکن است کسی را که خداوند ولایت و سرپرستی او را به عهده گرفته و تحت ولایت و سرپرستی خداوند است خدا او را رها کند و او تباه و ضایع بشود. «کیف یضیع؟» اصلاً چگونه ممکن است ضایع بشود «من الله کافله» کسی که الله کفالت او را به عهده گرفته است «و کیف ینجوا» و چگونه می‌خواهد نجات پیدا کند «من الله طالبه» کسی که الله در تعقیب اوست که حساب او را برسد برای او برنامه ریخته است. چرا آنقدری که از دشمن می‌ترسید از خدا حساب نمی‌برید فکر می‌کنید که دشمنان و کفر و استکبار می‌تواند شما را ضایع و نابود کند یا می‌تواند شما را برنده و بالا ببرد؟ چرا به خدا پشت می‌کنید و رو به کفر و استکبار می‌کنید؟ چرا به آن‌ها اعتماد می‌کنید؟ «کیف یضیع من الله کافله» چگونه ضایع و تباه شود آن کسی و آن جبهه و کسانی که کفالت خدای متعال را پذیرفته‌اند و می‌گویند خدایا ما داریم به فرمان تو عمل می‌کنیم که داریم با این‌ها مبارزه می‌کنیم. هوای ما را داشته باش ما زیر پرچم تو هستیم و چطور کسانی که در صف خدای متعال و ارزش‌ها ایستاده‌اند قابل نجات هستند وقتی خدای متعال اراده کند که این‌ها نجات پیدا نکنند و با سر به زمین بخورند. چه کسی می‌تواند جلوی سقوط این‌ها را بگیرد. خب اعتماد به خدا همین‌هاست. ما باید بفهمیم معیار چیست؟ کسی از امام جواد(ع) پرسید که «اوصنتی بوصیه جامعه مختصره» می‌شود به من یک توصیه‌ای بکنید که خیلی کوتاه اما جامع باشد؟ یعنی همه چیز در آن جمله باشد ولی کوتاه، که من بتوانم دائم آن را سرمشق خودم قرار بدهم. امام جواد(ع) فرمودند بله. از دو چیز فاصله بگیر و دوتا خط قرمز را در کل تصمیم‌های زندگی‌ات شخصی و اجتماعی رعایت کن. خیلی کوتاه. «صن نفسک...» صیانت خودت را، از چی؟ «عن عار العاجله و نارالآجله.» «عار» یعنی ننگ و عار در دنیا و «نار» یعنی آتش عذاب الهی در آخرت. کوتاه‌ترین توصیه امام جواد(ع) «صن نفسک» خودت را مدیریت کن، خودت را فرماندهی کن به نحوی که دوتا خط قرمز داشته باشی در دنیا تن به هیچ خفتی نده «عار العاجله» تن به هیچ ننگ و ذلتی نده. در دنیا هرگز عار و ذلت و خفت نه. و طوری زندگی کن که در دنیا خفیف و ذلیل نشوی و در آخرت گرفتار عذاب وجهنم الهی نشوی. همین دوتا «صن نفسک عن عار العاجله و نارالآجله» - این جمله به فارسی این‌طوری می‌شود - خود را باش از خفت دنیا و عذاب آخرت. هر کاری می‌کنی و نمی‌کنی این دوتا معیار پیش چشم تو باشد.

همین‌طور تعلیم دیگر ایشان این است که، دیدید کسانی که کنار می‌ایستند و با لبخند و صلح کل، مثلاً یکی دارد از حق دفاع می‌کند و یکی دارد به حق حمله می‌کند در خط باطل است این‌ها درگیر هستند بعد هر دو را نصیحت می‌کند که همدیگر را تحمل کنید تو درست می‌گویی، تو هم درست می‌گویی، بعد یک موج رسانه‌ای درست می‌کنند و یک حرف کثیف، غلط و نادرستی را همین‌طور پشت سر هم در رسانه‌ها و ماهواره‌ها و فضای مجازی و در میتینگ می‌گویند، او هم می‌گوید اگر هم نگوید لبخند می‌زند می‌فهمد این حرف مفت است، می‌فهمد این حرف باطل و ظلم است اما سکوت می‌کند اما لبخند می‌زند برای این که یک مشکلی این وسط پیش نیاید و مشکلی برای او پیدا نشد. امام جواد(ع) فرمودند کار زشتی و موضع نادرستی را ببیند و بشنود و سری تکان بدهد و لبخندی بزند از او بپرسند که نظرت در این مورد چیست؟ همه دارند نگاه می‌کنند برای این که خراب نشود می‌گوید بله درست است این هم درست است. «مَنِ استَحسَنَ قَبیحا کانَ شَریکا فیهِ» هرکس امر و سخن زشت و پلیدی را نیکو بشمارد و به نحوی ولو با سکوت تأیید کند «کان شریکا فیه» شریک در آن کثافت‌کاری و فساد است در آن ظلم و تجاوز و در آن جبهه باطل شریک است. تو فکر نکن کنار ایستادی و او یک حرف زشت و نادرستی می‌زند یا کار باطلی می‌کند تو هم تحسین کنی. می‌بینی چند نفر برای او کف زدند تو هم برای او کف می‌زنی! بعد هم اگر به تو گفتند چرا این کار را کردی؟ بگویی خب ما دیدیم همه کف می‌زنند ما هم کف زدیم و یک چیزی گفتیم! نه. امام جواد(ع) فرمودند تو شریک او شدی. هرکس سخن یا موضع یا یک جریانی را ببیند که دارد کار نادرستی می‌کند و این هم یک سری تکان بدهد و یک لبخندی و تأییدی و یک لایک بزند یا می‌پرسند نظرتان چیست همه سر تکان بدهند او هم سر تکان بدهد، فرمودند تو در همان جبهه‌ای جزو این‌ها هستی منتهی جزو حمال‌ها هستی! تو هم جزء این‌ها هستی. چقدر ما گرفتار این مسائل هستیم تا مسائل سیاسی و اجتماعی و بین‌الملل. تا مسائل شخصی، مثلاً در یک جمعی نشستید یک حرفی یا کاری نادرست است اما شما می‌خندید تأیید می‌کنید. مثلاً یک مرتبه می‌بینید یک جمعی شروع کردند مواد مخدری، مشروبات الکلی‌ای، یک فسادی زنایی یک روابط نامشروعی شما علیه آن حرف نمی‌زنید یا می‌گویید عیب ندارد خوب است!

طرف رفته جلوی دوربین‌های سینمای خرج لخت مادرزاد شده، این‌جا می‌گویند عیبی ندارد بالاخره هرکسی کارش برای خودش محترم است! امام جواد(ع) می‌فرمایند شما هم مثل و کنار اویی و شریک هستی! کسی دارد در بازار ربا می‌خورد دارد دروغ می‌خورد و دارد کلاه مردم را برمی‌دارد دارد به یک کودک یتیمی ظلم می‌کند و... یا مثلاً یک موضع غلط فرهنگی گرفته «مَنِ استَحسَنَ قَبیحا کانَ شَریکا فیهِ» در برابر یک فعل یا سخن نادرست و به نحوی هم تأیید و تحسین کنی و بگویی نه بد نیست شما مثل کننده آن هستی. چنان که این قبیح بیشتر در مورد مسائل فرهنگی و اخلاقی صدق می‌کند در مورد مسائل مادی و اجتماعی و سیاسی و در مورد ظلم هم همین‌طور است. فرمودند: «العامِلُ بِالظُّلمِ و المُعینُ لَهُ و الرَّاضِی بهِ شُرَکاءُ ثَلاثَتُهُم» 1) «العامل بالظلم» آن کسی که خودش ستم می‌کند ظلم جهانی، ظلم داخلی 2) «والمعین علیه» آن کسی که خودش مستقیم ظلم نکرده اما دارد کمک می‌کند، کمک رسانه‌ای، کمک مالی، کمک تبلیغاتی، انواع و قسم کمک‌ها و 3) «و الرَّاضِی» آن کسی که خودش ظلم نکرده، کمک هم نکرده ولی خبرش به او رسیده یا گزارش آن یا فیلم آن به او رسیده می‌گوید به من چه خب عیبی ندارد بشود! از این کار راضی هست مخالف نیست. امام جواد(ع) هر سه شما در یک لجنزار هستید. «العامِلُ بِالظُّلمِ؛ یعنی از ظالم و المُعینُ لَهُ؛ و کمک او، و الرَّاضِی؛ و آن کسی که راضی است مخالفت و اعتراض نمی‌کند بهِ شُرَکاءُ؛ همه‌شان با هم شریک هستند و همه ظالم هستند. ثَلاثَتُهُم». حالا یک کسی ظلمش بیشتر است یکی کمتر ولی همه ظالم هستند.

آن کسانی که می‌گویند دین از سیاست جداست ما به مسائل جهانی چه کار داریم؟ چرا هی می‌گویید مرگ بر ظالم؛ مرگ بر آمریکا، مرگ بر کی، خب به ما چه به تو چه، خب اگر مرگ به او نگویی یا سکوت کنی همین است این معین بالظلم یا راضی به ظلم است. شما هم جزو جبهه آن‌ها هستید و در آخرت با آن‌ها مشهور می‌شوید. امام جواد(ع) می‌فرمایند بیطرفی در جایی که بحث عدل و ظلم و حق و باطل و زشت و زیباست معنی ندارد. شما در مسائل اعتقادی، اخلاقی، فرهنگی باید موضع بگیرید. البته موضع درست باشد. عاقلانه، اخلاقی، منطقی اما باید موضع بگیرید.

یک نکته دیگر از امام جواد(ع) این هم خطاب آن یک مقداری بیشتر به ما مذهبی‌ها است. می‌فرمایند که توجه بعضی از شما بیشتر به عمل‌زدگی است. ظاهر و سروصدا برای نمایش است. شما بیشتر در این مایه‌ها هستید. و توجه ندارید که اصل مسئله در دین‌داری، صالح و مصلح بودن یک امر درونی است. شما به آن باطن و درون خیلی توجه ندارید بلکه بیشتر به این شلوغ‌کاری‌های ظاهری و علنی و به این سروصداهای آن کار دارید. و این اشتباه است. فرمودند که هدف اصلی شما باید ایجاد اخلاص قلبی و باطنی باشد. ایمان حقیقی باید در قلب‌ها ایجاد بشود. و این اثر آن و رسانندگی آن خیلی بیشتر است اثرگذاریش از اعمال ظاهری و هی بدو و بیا، برو عرق بریز، سر و صدا کن، آن را شلوغ کن اینها. مراسم دعا، مراسم زیارت، مراسم چی، اینها همه البته لازم و مناسک الهی و تعظیم شعائر الهی هستند. اینها باید ظاهر و علنی و عمومی هم باشد اما نه این که اصل آن و تماماً همه آن همین‌ها باشد وگرنه باطن آن نبود. فرمودند «القصد الی الله بالقلوب» امام جواد(ع) فرمودند با قلب به خدای متعال توجه کردن و او را هدف گرفتن و قصد کردن «ابلغ من اثبات الجوارح بالاعمال» خیلی مؤثرتر و رساتر است از این که با جوارح، با دست و پا و اعضای بدن و زبان و سر و صدا و اینها و «بالاعمال» اعمال ظاهری مدام انجام بدهید. ممکن است یک کسی صرف عمل جوارحی مستحبات انجام بدهد. یک اذکاری را بگوید، یک اعمالی را و چیزهایی مانند نماز انجام بدهد اما تحول قلبی این مقدار اصلاً در او صورت نمی‌گیرد. امام جواد(ع) می‌فرمایند. ممکن است یک کسی از ده تا مستحب، پنج تای آن را انجام بدهد. حالا واجبات که جداست. ده تا مستحب را، پنج تای آن را انجام بدهد اما صادقانه، متاملانه و جدی انجام بدهد آن وقت اثر آن پنج تا، آن پنج عمل استحبابی، آن پنج خدمت از این ۱۰۰ تا خیلی بیشتر است. این هم جواب به کسانی که یک مقداری قشری‌گری، ظاهرگرایی، سر و صدا در مباحث مذهبی و تربیتی و اینها دارند و توجه ندارند که انسان باید بفهمد و باید ساخته بشود و باید صادقانه باور کند، آن است که معیار است. و بیرون هی سر و صدا کنید و عکس بگیرید، شلوغ کنید، ادای اینها را در بیاورید و مناسکی انجام بدهید بدون این که خیلی ایمان و یقین هم به آن داشته باشید، اینها کف روی آب است. بخش آن حتی ریا و نفاق ممکن است باشد. چنانکه دستگاه حکومت بنی‌عباس در زمان امام جواد هم این کارها را می‌کرد گاهی تظاهر مذهبی داشتند. امام می‌فرمودند قصد الهی در قلب‌های شما کجاست؟ شما اعمال جوارحی و ظاهری زیاد انجام می‌دهید.

چنانچه در روایت دیگری فرمودند از اهل بیت نقل شد و در مورد حضرت حجت(عج) که وقتی ایشان تشریف بیاورند یکی از کارهایی که ایشان خواهند کرد این است که مساجدی که خیلی اشرافی و با شکوه مادی ساخته شده‌اند، «زخرفت المساجد»، زخرف، مسجد‌هایی که اعیان و اشرافی مثل کاخ ساخته شده است. امام زمان(عج) اینها را خراب خواهد کرد. مسجدها باید ساده باشند. بعد در روایت می‌فرماید آخرالزمان طوری می‌شود که مسجدها شلوغ، اشرافی، گران، معماری آن‌ها گران، با شکوه مادی مثل کاخ، مثل کلیساها، مثل معابد بودایی و هندو و اینها، مثل کاخ، مثل واتیکان، کاخ شاهان اینها و حتی جمعیت هم هست و بدن‌هیشان کنار هم هستند اما قلب‌های آن‌ها با هم نیست. آن‌ها به داد هم نمی‌رسند. کنار هم زیارت و نماز می‌آیند، ولی در بازار، در زندگی اینها به هم ظلم می‌کنند. آن‌ها حق همدیگر را بالا می‌کشند. ظاهر، دینی هست اما باطن دینی نیست. این حساسیتی است که امام جواد(ع) دارند و می‌فرمایند مراقب باشید. باطن ایمان و دینداری شما لاغر و ظاهر و ادا و اصول و مناسک و سر و صدا و اعمال جوارحی و ظاهری شما و اینها خیلی چاق نباشد. آن‌ها اثر دارد. اینها کم اثر است. آن‌ها تاثیرگذار و انسان ساز هستند. آن‌ها تاریخ را می‌سازد و جهت تاریخ را تغییر می‌دهد.

و همینطور در جواب به بعضی از ما مذهبی‌ها که مثلاً فکر می‌کنیم حالا حرف‌های مذهبی می‌زنیم، نمازی می‌خوانیم، این دیگر برای دینداری کافی است و این که با مردم چطور حرف می‌زنیم، با مردم چگونه معامله می‌کنیم. اینها حالا یک چیزهایی مثلاً مستحب، اضافی است. این مربوط به نمی‌دانم جنتلمن بازی و این حرف‌ها است. در حالی که اینطور نیست. امام جواد(ع) می‌فرمایند اگر نامه وجودی و صحیفه شخصیت یک مسلمان را جلوی خود بگیرید، می‌دانید آن جزء اولین در صدر این فهرست، چه چیزی حساب می‌شود و چه چیزی علامت ایمان شما است؟ فرمودند «عنوان صحیفه المسلم» آن سرآغاز و فصل اول در فهرست عمل و سبک زندگی مسلمانانه حسن خلق است. اخلاق خوش و محبت و ادب با مردم است. ما هم اینجا بخواهیم ارزش‌گذاری کنیم هم بخصوص قیامت که آنجا جای ارزش‌گذاری اصلی است. امام جواد(ع) فرمودند در رأس فهرست عمل شما و زندگینامه معنوی شما حسن خلق، اخلاق خوش، نیک خلقی با مردم مؤدب و مهربان بودن، به مردم به انسان کمک کردن و با انسانها درست حرف زدن است. این هم در مورد ما مذهبی‌های بد اخلاق و بی‌اخلاق است. که ما گویی که اخلاق اجتماعی و مدنی و رعایت حقوق دیگران را حساب آن را از مذهبی بودن و دینداری و معنوی بودن جدا کردیم. امام جواد(ع) می‌فرمایند نه تنها جدا نیست بلکه در رأس فهرست شخصیتی مسلمان همینی است که تو با آدمها، با انسانها، با دیگران چگونه زندگی کردی، تو با اینها چطور حرف می‌زدی، تو با اینها چطور داری رفتار می‌کنی؟ تو به حقوق آنها چقدر احترام می‌گذاری و به شخصیت آنها چقدر؟ این هم فوق‌العاده مهم است و حقوق مردم و حقوق مادی و معنوی آن‌ها جزء مهمترین معیارهای اسلام و تشیع و انسانیت و اخلاق است.

و فرمودند شما حقوق انسان‌ها را دست کم نگیرید. هم در آخرت «یوم العدل علی الظالم اشد من یوم الجور علی المظلوم» یک روزی است که آن روز روز علیه مظلوم، روز ستم و بی‌عدالتی که روز سختی است و بر مظلوم سخت می‌گذرد اما بدانید که یک روزی هم هست. اما بدانید که روزی هم هست روز عدل است، یوم العدل در برابر یوم الجور است. روز جور در برابرش روز و روزگار عدل است. آن روزگار عدل سخت‌تر است برای ظالمان. بر ظالمین در آن روز خیلی سخت‌تر خواهد گذشت از آنچه در روز جور و بی‌عدالتی بر مظلوم گذشت. این هم اشاره به محاکمه قیامت است و پس از این عالم که دیگر آنجا همه‌اش حساب و کتاب است، دیگر ظلمی نیست. و این می‌تواند یک نوع توصیه به مؤمنین و انقلابیون و عدالت‌خواهان و همینطور تهدید ستمگران و ستمکاران در همین دنیا باشد که حالا اینطور نیست که شما دارید ظلم می‌کنید، کثافت‌کاری می‌کنید، سرزمین‌های دیگر را اشغال می‌کنید، اموال دیگران را بالا می‌کشید، کسانی را رنج می‌دهید، اینطور نیست که اینها همینطوری زیر سبیلی رد شود و تمام بشود. یک یوم‌العدلی خواهد بود و باید باشد در آخرت و همینطور اینجا، حساب شما را خواهند رسید. یه جور توصیه و تهدید هم هست. حساب شما رسیده خواهد شد. و آن روز بر ستمگران خیلی سخت‌تر خواهد گذشت از امروز بر ستم‌دیدگان. این هم بحثی فوق‌العاده مهم است. در ارزش‌گذاری‌ها اثر دارد.

مجموعاً بنابراین شما ملاحظه بفرمایید یک خصلت‌ها و صفاتی که ظاهر آن‌ها ما وقتی هندسه عمومی آن‌ها را ندانیم فکر می‌کنیم اینها با هم تضاد دارند، تعارض دارند با هم سازگار نیستند. آخر چگونه می‌شود از یک طرف این قد محکم، قاطع، جهادی، شهادت طلب، شجاع، از آن طرف این همه مهربانی، محبت، حساسیت نسبت به حتی احساسات خلق، انسان‌های محروم، حتی اگر مسلمان نباشند. نگرانی نسبت به حقوق حتی کفار، حتی نگرانی نسبت به حقوق و حتی احساسات حیوانات، گیاهان. این همه تعارض، چگونه می‌شود؟ ما آدم‌ها معمولاً دیگر یا جنگجو و گلادیاتور و خشن و سیاسی و مثلاً انقلابی و این حرف‌ها هستند، صحبت از عدالت اجتماعی و جنگ و درگیری است یا آدم‌های مهربان و خیّر و لبخند بر لب و متواضع و مؤدب و اهل صلح و حتی خوش برخوردی با افراد بد اخلاق و اهل عفو و گذشت و اغماض و اینها. چجوری می‌شود؟ آخر اینها که با هم تناقض دارند در حالی که شما در همین روایت امام جواد(ع) و در زندگی‌نامه و شخصیت خود ایشان و سایر اهل بیت می‌بینید اینها همه کنار هم هستند. آن شعر مشهوری که جناب صفی‌الدین حلی در مورد حضرت امیر(سلام الله علیه) می‌گفت که:

جمعت فی صفاتک الاضداد فلهذا عزت لک الانداد

صفات متضادی در تو جمع شده است. این صفات و خصلت‌ها همیشه در برابر هم تعریف شده‌اند. چطور است که در کنار هم مجموعاً در شخصیت تو همه با هم است و لذا هیچ شبیه و نظیری نداری.

زاهد حاکم، حلیم، شجاع، ناسک فاتک، فقیر جواد

چگونه است که هم زاهد هستی هم حاکم هستی؟ امیرالمؤمنین(ع) می‌گوید: از یک طرف زاهد هستی، از هر زاهدی زاهدتر هستی و هیچی در این عالم نداری و نمی‌خواهی. مثل یک کسی که درون غار رفته و پشت کوه یک عمر مشغول فقط نماز و روزه بوده و یک تکه نان خشک و آبی می‌خورده. از آن طرف حاکم و در رأس قوی‌ترین حکومت جهانی هستی. یک حکومت و این همه درگیری‌های سیاسی و حکومتی. زاهدٌ حاکم؛ چگونه می‌شود هم زاهدترین و هم بهترین حاکم باشی؟ هم صادق‌ترین زاهد باشی. حلیمٌ شجاع؛ هم اوج حلم هستی حلم و تحمل، اوج صبر، اوج سکوت، آن همه سعه صدر و آن همه گذشت، از این طرف چه کسی از تو شجاع‌تر است؟ در این همه خطوط مقدم جلوتر از همه تو هستی. وسط همه معرکه‌های خطر و جهاد و شهادت تو هستی. از هیچ کس و هیچ دشمنی و هیچ سپاهی نترسیدی و نمی‌ترسی. آخه مردم یا اهل حلم هستند که اصلاً با کسی درگیر نمی‌شوند یا شجاع هستند مدام درگیر می‌شوند که دیگر این‌ها تحمل و صبر و حوصله ندارند. چطوری می‌شود شما هم حلیم‌ترین هستی و هم شجاع‌ترین؟ ناسکٌ فاتک؛ از آن طرف ناسک در مناسک و عبادات چه کسی مثل تو می‌تواند این همه عبادت کند. گاه در یک شب، هزار رکعت نماز. دائم در صلات و نمازه و روزه‌ای. دائم مشغول عبادت و ذکر و فکری هستی. از آن طرف ناسک هستی اهل مناسک هستی از این طرف فاتک هستی، رزمنده و قهرمان همه درگیری‌ها و جبهه‌ها و این همه از مشرکین و ظالمین به دست تو کشته شدند. این همه خون‌های نجس شیاطین را تو ریختی. ناسک و فاتک؛ آدم‌ها یا اهل مناسک هستند یک گوشه خانه‌شان مشغول عبادت و نماز هستند اصلاً خبر ندارند بیرون در جامعه و جامعه جهانی چه می‌گذرد؟ طرف کاری به سیاست ندارد، کاری به حق‌الناس و عدالت ندارد. درگیر نمی‌شود جبهه و جنگ را نمی‌فهمد چیست. یا ناسک هستند که این‌طوری هستند یا فاتک هستند یعنی فتک می‌کنند یعنی درگیر می‌شوند و همه را می‌زنند لت و پار می‌کنند که آن‌ها دیگر اهل عبادت و خلوت نیستند. چطوری می‌شود یک کسی ناسک‌ترین و در عین حال فاتک‌ترین باشد.

ناسک و فاتکٌ فقیرً جواد؛ آن وقت از یک طرف در پایین‌ترین سطح مثل فقیرترین فقیران داری زندگی می‌کنی با این که بزرگترین بیت‌المال جهان در اختیار توست. فقیرترین زندگی را با انتخاب خودت داری، هرچه داشتی دادی، و از آن طرف کسی در جود و بخشش به دیگران به اندازه تو نیست این همه دست تو گشاده است. از همه جوادتر، چطوری می‌شود هم فقیر که چیزی برای خودت نداری و هم جواد که همه چیز را به دیگران می‌بخشی. آخه کسی که می‌بخشد خودش دارد مصرف می‌کند به بقیه هم می‌دهد تو برای خودت هیچی نگه نمی‌داری مثل فقیران زندگی می‌کنی اما مثل جواد می‌بخشی. این تضاد ظاهری که:

زاهدٌ حاکمٌ حلیمٌ شجاع ناسکٌ فاتکٌ فقیرٌ جواد

این صفات اضداد چگونه در تو جمع شده است؟ بعد در ادامه شعر می‌گوید که:

خلقٌ یخجلٌ نسیم من اللطفی؛ تو یک اخلاق لطیفی داری که این‌قدر لطیف هستی که نسیم را شرمنده کردی. نسیم پیش تو زمخت است. نسیم پیش لطافت و اخلاق تو شرمنده است.

خلق یخجل النّسیم من اللّطف و بأس یذوب منه الجماد

از این طرف این اخلاق لطیف تو، و از آن طرف آن سختی و شجاعت و استحکام و صلابت تو که سنگ‌ها را آب می‌کند. سنگ در برابر این صلابت تو آب و ذوب می‌شود.

ببینید این است آنچه که خداوند متعال می‌فرماید پیامبر اکرم(ص) اسوه شماست. این الگوست. همه اهل بیت(ع) تربیت شدگان او مکتب او هستند. این راجع به همه است راجع به امام جواد(ع) و همه اهل بیت است. صفات ظاهراً متضاد در این‌هاست و لذا نظیر نتدارند. هم زاهد است هم حاکم است. امیرالمؤمنین(ع) در رأس بزرگترین حکومت جهان است دولت تشکیل داده و در رأس اتاق فرمان سیاست بین‌المللی است ولی در عین حال از همه زاهد و ساده‌زیست است از همه زاهدتر و ساده‌زیست‌تر است. بالاخره یا حکومتی هستی باید اشرافی زندگی کنی و رانت‌خواری؛ یا زاهدی دیگه به سیاست و حکومت چه کار داری؟ چگونه هم زاهدترین هستی و هم حاکم‌تر هستی. حلیم جاع، یا صبور و اهل تحمل و برخود مسلط هستی، یا طرف نترس و بی‌باک و موضع‌بگیر است. شما در حلم و شجاعت هر دو الگو می‌شوی. چنان محکم هستی که سنگ در برابر تو آب می‌شود. چنان لطیف هستی که نسیم در برابر اخلاق تو خجل و شرمنده است. این نگاه سیره اولیاء خدا است.

یک بخش دیگر بیشتر خطاب به انسان‌های صالح و خدمت‌گزار است. آنهایی که به مردم ستم می‌کنند اهانت می‌کنند اذیت می‌کنند که هیچ. همین آدم خوب‌ها آدم درست‌ها. امام جواد(ع) به کسانی که اهل معروف هستند یعنی کار درست، کار شایسته، عمل صالح انجام می‌دهند در جامعه به مردم خدمت می‌کنند، کمک می‌کنند، مشکلات مردم را حل می‌کنند. کار خیریه دارند. دنبال اصلاحات هستند، دنبال عدالت‌خواهی هستند و از این قبیل. به آنها می‌فرمایند که آموزش ببینید، خدمت بدون منت به مردم کردن. برای مردم کار کنید بدون این که از آن‌ها هیچ توقعی، هیچ چشم‌داشتی داشته باشید، حتی منتظر تشکر آن‌ها هم نباشید. فرمودند «ترک المن زینه المعروف» عمل معروف آن وقتی زیبا و زیباتر است و واقعاً زیبا و معروف می‌شود که منت و تحقیر همراه آن نباشد. یک جوری بگویید که یعنی بیا. از من داری هرچه داری. من این کار را برای شما کردم، ما این کار را کردیم.

مسئولین در حکومت که به هیچ وجه حق ندارند چون وظیفه‌شان است. حق ندارند منت بگذارند. بله، گزارش به مردم باید بدهند، پاسخگو باشند که مردم ما این کار را قرار بود و باید می‌کردیم، این کار را هم کردیم اما منت گذاشتن از موضع بالا نگاه کردن طلبکارانه، نه.

امام جواد(ع) می‌فرمایند هرکس هر خدمتی به هر انسان و گروهی می‌کند به لحاظ اخلاقی آن را خراب و زشت نکند. عمل خیر زشت که توام با تحقیر، یک نوع توهین، اذیت، قرآن می‌فرمایند که «لا تبطلوا لا تبطلوا» ابطال نکنید باطل نکنید کار‌های خیر و خدمات‌تان به مردم را «بالمن و الأذی» با منت گذاشتن، یعنی تحقیر کردن، یا یه جوری بگویید احساس کند که مدیون شده است، احساس کند که بدهکار شما شده، هر وقت شما را ببیند معذرت خواهی کند یا آبرویش برود. البته وقتی کسی به ما کمکی می‌کند ما وظیفه داریم تشکر کنیم اما او هم وظیفه دارد کاری بکند که من شرمنده او نباشم. کمک کنید بدون این که شرمنده کنید. این می‌شود عمل معروفی که زیباست. امام جواد(ع) می‌فرمایند شما یک عمل معروفی را انجام بدهید اما زشت. اگر او با آرامش از شما کمک گرفت، آن وقت زیباست، انسانی است. ایشان یک خطاب هم به اهل عبادت و نمازگزاران دارند. فرمودند نماز و همه عبادات بسیار بسیار مهم است. اما گاهی این نماز می‌خوانیم و زیبا نیست، زشت است. نماز و عبادات و مناسک هست اما جسمی بدون روح و ظاهری بدون باطن است.

امام جواد(ع) فرمودند اگر نماز می‌خوانید اما خشوع ندارید یعنی قلب ما نماز نمی‌خواند، بدن ما فقط دارد نماز می‌خواند. فرمودند این نماز زیبا نیست. نمازتان را با انطباق باطن و ظاهر بر هم زیبا کنید. بنابراین حتی نماز و عبادات می‌توانند زیبا باشند یا نباشند وقتی که ریاکارانه یا بی‌توجه، ظاهر پوک و بی‌باطن باشد. یعنی توجه معنوی و قلبی نیست ولی مناسک ظاهری هست، مدام خم و راست می‌شوید و آداب مذهبی را رعایت به جا می‌آوریم اما محتوای معنوی ندارد. می‌فرمایند خب این زیبا نیست. می‌فرمایند نماز را با خشوع قلبی زیبا کنید.

یک چیزی خطاب به پرهیزکاران، پرهیزکاران باز می‌کنند، آنهایی که اهل تقوا هستند. خب یک بخش مهمی از ما اساساً بازدارندگی نداریم، یعنی جلوی خودمان را نمی‌توانیم بگیریم. یعنی نمی‌خواهیم بگیریم، می‌توانیم نمی‌خواهیم. ما خیلی کارهایی که می‌کنیم می‌گوییم یا نمی‌کنیم اینها بر اساس اشتها و خواسته‌های خودمان است. دلم می‌خواهد می‌گویم، نخواهم نمی‌گویم. یعنی تقوا و بازدارندگی نیست، مدیریت نیست. تقوا یعنی خودمان را بر اساس این اصول و مبانی مدیریت کنیم. خودمان را حفظ کنیم، نگه داریم. این می‌شود تقوا. آنهایی که اهل تقوا هستند، امثال بنده نیستند، اهل ورع هستند. یعنی زیادی دقت می‌کنند، هر کاری که دلشان می‌خواهد نمی‌کنند. نگاه می‌کنند چه کاری باید و یا نباید کرد. بر اساس اصولی دارند زندگی می‌کنند. و اهل ورع هستند. خودشان را کنترل و مدیریت می‌کنند. خیلی چیزها را هوس می‌کنند اما انجام نمی‌دهند. خیلی چیزها را هوس ندارند ولی انجام می‌دهند چون می‌بینند وظیفه‌شان است، کار درستی است.

باز امام جواد(ع) خطاب به اینها که اهل ورع و تقوا هستند و یکی دو رده از امثال ما بالاتر و جلوتر هستند به آنها می‌فرمایند ورع و پرهیزکاری هم می‌تواند زیباتر باشد. «زینه الورع» اکثر ما آدم‌ها داریم بدون تقوا، بدون بازدارندگی و خود کنترلی داریم زندگی می‌کنیم. یعنی هرکاری هوس کنیم می‌کنیم، هوس نکنیم نمی‌کنیم. یک اقلیتی از ما هستند که بر اساس اصول دارند زندگی می‌کنند، معیار دارند و خودشان را مدیریت و کنترل می‌کنند، این می‌شود تقوا. آن وقت می‌فرمایند تقوا هم یه مقداری حالا نمی‌گوییم زشت و زیبا ولی زیبا و زیباتر دارد. فرمودند آن پرهیزگاری‌تان را هم می‌توانید زیباسازی، زیباتر کنید. از چه طریق؟ این خیلی مهم است. «ترک ما لایَعنی» حالا یک جا هم «ما لایُغنی» نوشتند. خب هر دو درست می‌تواند باشد. «ما لایعنی» نوشته، یعنی کاری که به درد هیچ فایده‌ای نمی‌خورد، هیچ منطقی ندارد، منافعی در آن نیست برای آدم نه در دنیا نه در آخرت. «ما لا یغنی» یعنی عملی که نادرست و حرام و غلط نیست اما هیچ مشکل تو را حل نمی‌کند، شما را بی‌نیاز از یک چیزی نمی‌کند. این در دو حالت، حالا چه ما لا یعنی باشد چه ما لا یغنی. فرمودند این ترک یک چنین اعمالی در زندگی، باعث می‌شود آن تقوا و ورع با شکوه‌تر، ظریف‌تر، لطیف‌تر، زیباتر بشود. ترک آنچه بی‌فایده است، آنچه بیهوده است. حرامی نیست که گناهی، ظلمی چیزی نیست. یک فعل کار عادی است ولی هیچ فایده‌ای ندارد. کار بیهوده، بی‌منطق، بی‌اثر، وقت‌گذرانی‌های بی‌خود.

ببینید تفریح و لذت، مسافرت، معاشرت، اینها بیهوده نیست. اینها در زندگی لازم و مفید هم هست. برای «ساعه للذه» یک بخش هم برای لذت برنامه‌ریزی کنید. انسان به لذت، تفریح، شادی. مسافرت، میهمانی، رفت و آمد اینها نیاز دارد - البته با ملاحظات کرونایی - یادتان باشد که به ما می‌گفتند که دوره مدرنیته و دیگر وبا و طاعون و اینها برای قدیم‌ها بوده، علم پیشرفت کرده و فلان. این وبا آمد و کل جهان را در هم در نوردید و اتفاقاً این کشورهایی که بیشتر مدعی پیشرفت و علم و ثروت و تکنولوژی و مدرنیته بودند، بیشتر هم تلفات دادند. هنوز هم در رأس جدول بیشترین تلفات می‌بینید، برای آمریکا و فرانسه و آلمان و انگلیس و اینها است باز هم. مقصود این که این تفریح و لذت و مسافرت و اینها خلاف معنویت نیست بلکه لازم هم هست اما یک بخشی هست از اینها که نیازی بهش نداریم. وقت‌گذرانی‌های بی‌خود، بی‌فایده. هیچ نفعی برای دنیا و آخرت ما ندارد. فقط بر اساس دارد خوش‌گذرانی اضافه حقوق، مازاد بر نیاز است. یا اعمالی را انجام می‌دهید که برای رشد ما هیچ اثر مثبتی ندارد. حالا ولو اثر منفی هم نداشته باشد. ولی آن چیزی که اثر مثبت ندارد در واقع حاوی یک اثر منفی در زندگی ما است و آن از دست دادن عمر و زمان و فرصت است. آن چیزی که فایده ندارد در واقع بی‌ضرر نیست. یک چیزی را دارد از ما می‌گیرد به چیزی به ما پس نمی‌دهد، اضافه نمی‌شود.

می‌فرمایند یک رده از تقوای عادی هم بالاتر بیایید. این را زیبا کنید، انسانی‌ترش کنید، الهی‌تر، لطیف‌ترش کنید، تقوا را. نه تنها از آن چیزی که ظلم یا گناه است باز می‌دارید خودتان را، حتی از آن گفته یا کرده‌هایی که هیچ مشکلی را حل نمی‌کنند، هیچ نیاز مشروعی را برطرف نمی‌کنند. شما را رشد نمی‌دهند، منافع مادی یا معنوی چیزی ندارند برای کسی. وقت و فرصت و استعداد و امکانات را دارند هدر می‌دهند. فرمودند یک تقوای زیباتر این است که آن را هم ترک کنید. این می‌دانید یعنی چی؟ یعنی یک ارتباطی است بین معنویت با برنامه‌ریزی زندگی به نحوی که هر هفته، هر ماه، هر سال، هر روز بلکه هر ساعت آن محاسبه شده باشد که این عمل، این ساعت، این لحظه چه کارکردی و چه نفعی برای من، برای ما دارد؟ یعنی هیچ فرصت و لحظه و هیچ امکانی را هدر ندهید. قدر بدانید. نسبت به تک تک لحظات و امکانات‌تان مسئولیت شناس باشید.

یک اصل دیگر هم احترام به و احساس عاطفه و محبت به انسان، انسان و مؤمنینی که حتی از این عالم می‌روند و دیگر در این عالم نیستند وارد عوالم بعد شدند که ما هم بعد دیر یا زود می‌رویم. فرمودند بروید بر سر آرامگاه آن‌ها، زیارت قبر مؤمن بروید. برادران و خواهران‌تان که قبل از شما از دنیا رفتند و شما پشت سرشان خواهید رفت. این زیارت اهل قبور دیدید دیگر، آن دعایی که می‌خواند آن زیارتی که می‌خوانید وارد قبرستان گورستان که می‌شوید خطاب به مردگان و اموات، کسانی که مثل ما و شما در همین چند وقت پیش می‌گفتند و می‌خندیدند و اشک می‌ریختند و روی زمین راه می‌رفتند و گاهی می‌رفتند مردگانی داشتند و فکر می‌کردند اینها تا ابد جزء زندگان هستند. حالا آن‌ها رفتند. بدن‌ها به خاک، ارواح به خدا و به محشر خدای متعال و عوالم دیگری و ما هم می‌رویم. می‌گوییم سلام بر "اهل لا اله الا الله"، اهل توحید. سلام بر قبیله خداپرستان. سلام بر برادران و خواهرانی که قبل از ما رفتند. رفتید. سلام بر شما که "اهل لا اله الا الله" بودید. از طرف کی؟ از طرف ما که "اهل لا اله الا الله" هستیم. می‌گوییم ای "اهل لا اله الا الله کیف وجدتم قول لا اله الا الله» این کلمه "لا اله الا الله" را حالا که از این عالم رفتید از عالم طبیعت و ماده رفتید به عالم بعد حالا این کلمه "لا اله الا الله" را چطور یافتید؟ حالا به این توحید چطور نگاه می‌کنید؟ حالا که از دنیا رفتید؟ اصلا این جمله‌ها، این تکان دهنده است چقدر زیباست. سلام بر اهل توحید از اهل توحید. حال که از این عالم رفته‌اید «کیف وجدتم» چگونه کلمه توحید را یافتید؟ حالا نظر شما راجع به "لا اله الا الله" چیست. ما هم «وانا ان شاء الله بکم لاحقون» ما هم آنگاه که خداوند اراده فرماید ما هم به شما ملحق خواهیم شد. ما هم در مسیر هستیم ما هم داریم کم‌کم سمت قبرستان می‌آییم.

امام جواد(ع) می‌فرمایند به گورستان که می‌روید علاوه بر این که به فردای خودتان بیندیشید و امروز خودتان را مراقبت کنید نه غم دنیا را خیلی جدی بگیرید و افسرده و مایوس بشوید نه شادی‌های دنیا را خیلی جدی بگیرید و مغرور و فرعون بشوید. علاوه بر این «من زار قبر اخی المؤمن» هرکس برود به زیارت قبر برادر، خواهر مؤمنش «فجلس عند قبره» کنار قبر او بنشیند، «واستقبل القبله» رو به قبله بنشیند و «وضع یده علی القبر» دستش را روی قبر بگذارد و «قرء انا انزلناه فی لیله القدر سبع مرات» هفت بار سوره انا انزلناه را بخواند. «أَمِنَ مِنَ الْفَزَعِ الْأَکْبَرِ». او به این آیات بیندیشد و به آن‌ها باور داشته باشد و هفت بار با این خشوع عقلی و قلبی این را بخواند. او در تحمل سختی‌های محشر و قیامت، آن «فزع اکبر»، آن گرفتاری بزرگ که همه باید پاسخگوی تک تک کوچکترین تصمیم‌هایمان باشیم، آنجا به ما و شما کمک می‌کند و یک امنیتی خواهد داد چون خود اندیشیدن به اینجا و این وضع و این مضمون در تغییر رفتار ما کمک می‌کند.

و حدیثی که راجع به دین و علم، دین و دانش، می‌گوید. راجع به سکوت و سخن، می‌گوید، راجع به طمع و زیاده‌طلبی، می‌گوید، راجع به نسبت دولت و ملت و حوزه سیاست و قدرت، می‌گوید. راجع به نقش دعا و تأثیر خواهش صادقانه انسان در اراده و مشیت الهی، می‌گوید که البته این تأثیر به معنی تاثیرگذاشتن در اراده خدا و تغییر در اراده خداوند نیست. راجع به خصلت‌های خوب و بد ما می‌گوید، راجع به انصاف و بی‌انصافی می‌گوید، راجع به درک یکدیگر و تنها نگذاشتن همدیگر در مشکلات می‌گوید، «الْمُوَاسَاةُ فِی الشِّدَّةِ» است. راجع به قلب سلیم می‌گوید، منصف بودن، صادق و ساده بودن، کلاهبردار و پیچیده نبودن سبک زندگی و حتی دوستی‌ها و دشمنی‌ها را او تغییر می‌دهد.

در یک تعبیر می‌فرمایند که دین مایه سربلندی است. دین‌داری‌های ما غالباً گاهی اینطور است که مثل که دین یک وبالی، یک وزنه‌ای سنگینی است به ما آویزان شده. این دینداران شرمنده، که در یک محیط افراد بی‌دین و لاابالی قرار می‌گیرند، از این که دیندار هستند، خجالت می‌کشند، شرمنده‌اند. یا تو فضاهای روشنفکرنمای چپ زده یا لیبرال، غرب زده اینها قرار می‌گیرند مدام می‌خواهند وانمود کنند نه ما خیلی دینی و مذهبی نیستیم. مثلاً ما، ما لیبرال هستیم، ما بی‌دین هستیم بابا، ما از شما لامذهب‌تر هستیم! اینها این دینداری شرمنده است. او دین را یک نقطه نجات و امید نمی‌بینند. او دین را راه رستگاری نمی‌دانند. او دین‌داری دارند، دینداری خانوادگی، ارثی، محیطی، عادت. این می‌شود دینداری شرمنده. دینداری منفعل، نه دینداری از سر عزت.

امام جواد(ع) می‌فرمایند "دین" یعنی سربلندی، یعنی عزت. آن کس که دین دارد، او حقیقتاً دین دارد، نه ادا. به آن میزان که دیندار است، او سربلند است. باید خودباور باشید. از موضع ضعف و شرمندگی و انفعال برخورد نکنید. بعضی از ما دینداران دینداری ما معذرت خواهانه است. هی می‌خواهند مثل که به یک چیزی بدهکار هستند به یک آدم‌های بی‌دین یا ضعیف الدین، ضعیف الدین، یک چیزی مثل که بدهکارند، هی می‌خواهند عذرخواهی کنند، شرمنده‌اند، ببخشید ما دین‌داریم. خجالت می‌کشد مثلاً جلوی اونها نماز بخواند. خجالت می‌کشد ظاهر دینی‌اش را حفظ کند. خجالت می‌کشد سخن دینی بگوید.

امام جواد(ع) می‌فرمایند اگر دینداری شما توام با نوعی ذلت و انفعال و شرمندگی و معذرت خواهانه از بی‌دین‌ها است که به اسم روشنفکر، به اسم متجدد، به اسم امروزی، مدرن، پیش آن‌ها شرمنده هستی، شما در واقع دین ندارید. شما از دین آویزان شده‌اید. دین آن چیزی است که مایه سربلندی و عزت باشد. با افتخار نماز بخوانید. با افتخار از اصول مکتب دفاع کنید. ولو همه آنجا نفهمند، مسخره‌ات هم بکنند. به خاطر این که برای تو کف بزنند یا تو را جزو خودشان بپذیرند که نباید ملق بزنی. جای دوست و دشمن را مثل میمون به آن‌ها نشان بدهی. به آن‌ها توهین نکنید و اما پای حرفتان بایستید. دینداری سربلندی است. این هم تعبیر دیگر از امام جواد(ع) است.

راجع به علم و دانش هم فرمودند شما از منظر دینی، اسلامی، شیعی هرگز به علم، به دانش، به دانستن و آگاهی، هرگز به چشم حقارت نگاه نکنید. امام جواد(ع) فرمودند دانش و علم، هر علمی که به حال دنیا و آخرت انسان مفید است، به حال مردم مفید است، علم، گنج است. شما این گنج را بروید بگردید، گنج‌یابی کنید، پیدا کنید. حفره بکنید، از دل خاک، از قلب خاک، از زیر اقیانوس پیدا شده است، این را پیدا کنید. علم، گنج است. شما رنج ببرید و به آن برسید و بعد مثل گنج حفظش کنید. نگاه علمی، علم دنیا و علم آخرت، علم معاش و علم معاد، هر دو مهم هستند. حسرت علم، برنامه‌ریزی برای علم، تلاش برای کسب و حفظ و رشد و گسترش علم، اینها اصول هستند.

فرمودند اصل بر حرف زدن و وراجی کردن، هی چیز گفتن و چیز نوشتن و تولید کلمات فکر نشده و بی‌محتوا یا بد محتوا این نیست. اصل بر وراجی نیست. شما قدر سکوت را بدانید. سکوت احمقانه نه. سکوت از سر ترس یا طمع نه. سکوت راحت‌طلبانه نه. سکوت جاهلانه نه. سکوت عالمانه و متفکرانه. فرمودند آن چیزی که لازم نیست بگویید، آنجا که لازم نیست حرف بزنید. نگویید.

امام جواد(ع) فرمودند شما قدر سکوت را بدانید. سکوت خود نور است. سکوت تاریکی نیست، نور است. این سکوت یعنی بستری برای درست دیدن و درست شنیدن و درست اندیشیدن. سکوت یک عمل است نه یک ترک. یک انتخاب است. انتخاب اندیشمندانه، عاقبت‌اندیشانه. این نگاه به سکوت است. و خیلی وقت‌ها اگر کسانی که اظهار نظر کردند و تحریک کردند، حرف‌هایی زدند، چیز‌هایی گفتند، اینها باعث فتنه و اختلاف و درگیری‌ها و مشکلاتی شدند، اینها کاش سکوت می‌کردند. در یک روایت دیگری داریم اگر نادانان سکوت می‌کردند و دانایان سکوت نمی‌کردند و سخن می‌گفتند، خیلی از مشکلات حل می‌شد. ایشان فرمودند که خیلی وقت‌ها باید سکوت بکنید اما نمی‌کنید. بخصوص بدعت در دین، اظهار نظر در مورد دین، به اسم مقدس مآبی با نگاه‌های متحجرانه یا از آن طرف به اسم روشنفکری و نو اندیشی و این حرف‌ها. بدعت و چرندیاتی که به اسم دین می‌گویند. هیچ چیز مثل این بدعت‌گذاری‌ها، این دستکاری دین، تحریف دین، دین را از بین نمی‌برد. بزرگترین دشمن بدعت است. بدعت یعنی بمب‌گذاری در دین از درون دین. یعنی تخریب مفاهیم دینی. یعنی تحریف و تفسیر به رأی و تفسیر نادرست آن‌ها. یعنی دور زدن آن‌ها. یعنی بازی با دین. چه به اسم روشنفکری دینی و توحید را تحریف کنی، نبوت را تکذیب کنی، قرآن را، احکام شریعت را، یا متحجرانه از این موضع وارد بشوی.

نکته دیگر فرمودند یکی از فاسد کننده ترین سموم، طمع است. کمتر چیزی و شاید هیچ چیز مثل طمع آدم‌های صالح را خراب و فاسد نمی‌کند. طمع قدرت، طمع شهرت، سلبریتی شدن، فالوور پیدا کردن، طمع ریاست و محبوبیت، طمع جنسی و شهوی و از این قبیل. خیلی‌ها آدم‌های صالحی هستند. بعد که در یک موقعیتی قرار می‌گیرند، آب پیدا می‌کنند، شناگر ماهری می‌شوند و می‌شوند. فرمودند طمع یک کرمی است که به جان هر عقیده و هر شخص و شخصیت و هر سیستمی بیفتد با آن مقابله نشود، همه را به گند می‌کشد. طمع شما را فاسد می‌کند. طمع به دشمنان، طمع به آمریکا و دشمنان، طمع به اشخاص و اشراف و سرمایه‌داران فاسد، طمع به ریاست و قدرت. این هم یک دامچاله بسیار خطرناک که ایشان توجه می‌دهند. یا در حوزه مسائل دینی طمع به مرید پیدا کردن که برایت کف بزنند.

و فرمودند اگر دولت صالح باشد، زمامداران و مسئولین آدم و لایق باشند، مردم و جامعه اصلاح می‌شود. نگویید دین به سیاست ربطی ندارد. اگر سیاست و دولت و قدرت در اختیار افراد بی‌دین و فاسد باشد، مردم را فاسد می‌کنند، دین‌تان را ضایع می‌کنند. حتماً همه وظیفه شرعی دارید هرکس درد دین و انسان و اخلاق و معنویت دارد، باید نگران مسائل سیاسی و دولت‌ها و حکومت‌ها باشد چه کسانی دارند بر مسلمین حکومت می‌کنند. افراد بی‌دین یا دین‌دار؟ فاسد یا صالح؟ دزد یا عادل؟ یعنی چه به سیاست کاری نداریم، به دولت به انتخابات کاری نداریم، به چه کار نداریم، به استکبار جهانی، به استبداد و استعمار کاری نداریم. ما به سیاست کاری نداریم؟ خب سیاست به شما کار دارد.

امام جواد(ع) فرمودند اگر حکومت‌ها و دولت‌ها، اگر قدرت و ثروت عمومی و رسانه و نهاد‌های حاکمیتی و اجتماعی در اختیار مسئولین صالح و پاک باشد، مردم دینی‌تر و صالح می‌شوند. اگر نباشد نمی‌شود. و از آن طرف برنامه‌ریزی بکنید، همه ابعاد را ببینید و بسنجید اما به اینها و به خودتان اکتفا و اعتماد نکنید. فرمودند حتماً بعد از همه برنامه‌ریزی‌ها و قبل از او که از خداوند عاجزانه بخواهید، کمک بخواهید. دعا کنید و به او متوکل و متوسل بشوید. گاهی همه مقدمات را فراهم می‌کنید باز نمی‌شود. گاهی بعضی از مقدمات هنوز فراهم نشده و موانع جدی در کار است و به خداوند متوسل می‌شوید و می‌شود، آن کار انجام می‌شود. گاهی همه مقدمات را فراهم کردید ظاهراً، مقدمات مادی را. خدا را حذف کردید و نمی‌شود. امام جواد(ع) فرمودند که شما در مدیریت، اقتصاد، سیاست یا هر کاری حتماً عمل بکنید اما خدا را حذف نکنید و او را محور و مرکز اصلی بدانید. اگر اینها را می‌خواهید مردم دوستتان داشته باشند، می‌خواهید محبوبیت اجتماعی، اعتماد ملی، انسجام، سرمایه اجتماعی داشته باشید، باید محبت مردم را جلب کنید. اولاً خود این اصل که جلب محبت و عشق مردم، کاری بکنید مردم دوستتان داشته باشند، این یک هدف اسلامی است. برای خدا، نه برای کلاهبرداری از مردم. امام جواد راه آن را هم فرمودند:

یک) «الإنصافُ فِی الْمُعَاشَرَةِ» شما معاشرت بکنید، از جامعه جدا نشوید. در صحنه باشید، در سیاست، اقتصاد، خانواده، محیط، همه جا اما انصاف. انصاف یک طرفه از موضع بالا نباشد. خودتان را جای دیگران بگذارید، هرچه برای خودتان می‌خواهید برای آن‌ها بخواهید و برعکس، هرچه برای خودت نمی‌خواهی برای آن‌ها بخواهید. یک انصاف. فرمودند اگر انصاف باشد، حتماً محبت و انسجام اجتماعی هست. دو) «اَلْمُوَاسَاةُ فِی الشِّدَّةِ» در گرفتاری‌ها و مشکلات مردم را و دیگران را رها نکنید. سیلی، زلزله‌ای، آب قطع می‌شود، برق قطع می‌شود، مشکلاتی به وجود می‌آید. به کمک آن‌هان بروید. نایستید نگاه کنید. مسئولین زودتر از همه که باید بروند. بقیه هم بروید. اگر می‌خواهید محبت و وحدت اجتماعی داشته باشید، یک) انصاف در روابط، یعنی مشکلات دیگران را ببینید، یکطرفه قضاوت نکنید. دو) مواسات در شدت، یعنی در سختی‌ها و مشکلات، یعنی بروید کنار مردم، کنار مشکل کسانی که مشکل و گرفتاری دارند با آن‌ها همدرد بشوید و کمکشان کنید. و سه) «الِانْتِبَاعُ وَ الرُّجُوعُ إِلَى قَلْبٍ سَلِیمٍ» باید به قلب سلیم برگردید. هرجا هم یک ابهام و اشکالی هست به قلب سلیم برگردید نه روشنفکرنمایی و ادا و اصول و نه بازی با کلمات و مذهبی‌نمایی و با اداهای روشنفکری و اصطلاحات و این حرف‌ها نه؛ بلکه با قلب سلیم، فطرت پاک، وجدان صالح انسانی که ممکن است یک فردی هم که اصطلاحات نمی‌داند اما یک قلب سلیم دارد. به قلب سلیم رجوع کنید و اگر این را داشته باشید مردم شما را می‌شناسند می‌فهمند که ممکن است تو اصطلاحات ندانی اما تو آدم سالم و پاکی هستی. قلب سلیم داری دوست‌داشتنی هستی. حتماً افکار عمومی و احساسات عمومی مهم است. «تطلب منه المحبه» جلب محبت اجتماعی بسیار لازم است و مقدمه‌ای برای پیش بردن عدالت و خدمت به خلق و ارزش‌های اجتماعی است اما باید هزینه آن را بپردازید. یک) انصاف و نصفانه برخورد کردن با مسائل دیگران. دو) مواسات در شدت، یعنی در مشکلات باید کنار آن‌ها باشید همدردشان باشید. حرف نزنید، دعا کردن لازم است و کافی نیست باید کنار او بروید بایستید کمکش کنید، باید غذایتان را با او نصف کنید. و «الإنتِبَاعُ رُجُوعُ إِلَى قَلْبِ سَلِیمٌ» باید به قلب سلیم برگردید. قلب سلیم یک چیزی است که یک آدم تحصیل نکرده هم می‌تواند داشته باشد. یک آدم خیلی روشنفکر و خیلی ملا و تحصیلکرده هم می‌تواند نداشته باشد.

خود ما، خود بنده که به اینها عامل نیستیم. این که چقدر در سبک زندگی، در مسئله حکومت، در تمدن سازی، جامعه پردازی، در اصلاح امور اجتماعی، در رعایت حقوق بشر، در اصلاح معنویت و اخلاق، روابط انسانی، تلطیف مسائل، تحکیم خانواده چقدر مؤثر است.

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته


نظرات

آدرس پست الکترونیک شما منتشر نخواهد شد

capcha